با آنكه نبايستى پروردگارش را كه موصوف به آن موصوف سهگانه است فراموش مىكرد .
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ
لفظ « وسواس » با كسرهى واو مصدر « وسوس » است و « وسواس » با فتح واو اسم مصدر است كه به معناى مصدرى خودش مىباشد .
سپس قول خداى تعالى :
الْخَنَّاسِ
بدل از آن است كه به صورت بدل اشتمال .
يا لفظ « وسواس » به معناى « موسوس » است كه در اين صورت « الخنّاس » صفت او مىشود و « موسوس » را از جهت مبالغه وسواس ناميدهاند و « الخنوس » به معناى تأخّر و عقب ماندن يا غيبت و حضور نداشتن است .
و چون از عادت شيطان وسوسهانگيز كنارهجويى از انسان يا غايب شدن هنگام ذكر خداست خنّاس ناميده شده است .
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
وسوسه حديث نفس و حديث شيطان است به چيزى كه خير و نفعى در آن نيست و كلمهى « وسوس » با « له » و « اليه » مىآيد .
وسوس له ، يعنى به نفع او وسوسه كرد ، وسوس اليه : براى او وسوسه كرد ) .
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
لفظ « من » تبعيضيّة است و طرف حال از « وسواس » بنا بر آنكه وسواس به معناى موسوس باشد .
يا لفظ « من » ابتدائيّه است و ظرف نيز حال است بنا بر آنكه به معناى مصدر باشد .
يا « من ابتدائيّه است و ظرف متعلّق به « يوسوس » يعنى مورد