« در معانى احد »
لفظ « أحد » به معناى واحد گفته مىشود اعمّ از آنكه در اصل مهموز قرار داده شده يا به معناى روزى از روزهاست و به كار خيلى بزرگ و مهم نيز گفته مىشود : « أحدىّ الأحد » و گفته مىشود : فلانى احد الأحدين ، واحد الاحدين ، واحد الآحاد و واحدىّ الأحد ، يعنى ، او مثل و نظير ندارد .
و گاهى لفظ « أحد » در خصوص « اللّه » استعمال مىشود و وجه مطلب اين است كه در لفظ « أحد » مبالغهء در وحدت هست و كامل در وحدت آن است كه در آن هيچ وجه شايبهى كثرت نباشد ، نه كثرت عدد و نه كثرت اجزاى مقدارى ، نه كثرت اجزاى خارج از مادّه و صورت .
و نه شايبهى كثرت اجزاى عقلى از جنس و فصل يا ماهيّت و وجود و به اين معنا جز خدا كسى موصوف به آن نمىشود .
و از جهت همين مبالغه است كه لفظ « أحد » را در اصطلاح به مقام غيب تخصيص دادهاند كه در آن نه كثرت وجود دارد و نه لحاظ كثرت و گفتند : « أحد » نام مقام غيب است كه نه اسم دارد ، نه رسم و نه صفت .
و نه خبرى از آن هست و لفظ « واحد » اسم مقام ظهور خداى تعالى با اسما و صفاتش مىباشد .
پس او در مقام واحديّت متكثّر است به كثرت اسما و صفات به نحوى كه با اين كثرت وحدت او نمىشكند و در مقام احديّت در او كثرتى وجود ندارد ، نه در واقع و نه در عقل و نه در اعتبار .