مردمانى از علماى يهود آمدند و چنين چيزى درخواست كردند ، يا عبد اللّه بن سلام نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و اين سؤال را كرد « 1 » .
و
« أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ »
به صورت وصل و تحريك تنوين با كسره و
« أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ »
با وصل و اسقاط تنوين از باب تشبيه تنوين به حرف ليّن خوانده شده .
و لفظ « كفوا » با فاء مضموم و واو و « كفوا » با فاء ساكن و همزه و با ضمّهى فاء و همزه خوانده شده است .
بدان كه انبيا نسبت به خدا و عالم غيب داراى حالتهاى مختلفى هستند و مناجات آنان با خدا و مخاطبات خدا با آنان و مخاطبات آنان با خلق بر حسب اختلاف احوال ، اختلاف پيدا مىكند .
زيرا هنگامى كه نبىّ صلّى اللّه عليه و آله از هر چه كه دارد از قبيل نسبت افعال و اوصاف و ذات منسلخ شود و در وجودش جز فاعليّت خداى تعالى چيزى نماند ، مخاطبات خدا به وسيلهى زبان او مىشود كه در اين هنگام زبان او زبان خدا گشته است و در نتيجه كلام خدا كلام الهى بشرى مىشود كه حديث قدسى ناميده مىشود .
و آنگاه كه از اين مقام تنزّل پيدا كرد و با بقاى خدا باقى بود و به كثرات وجودش توجّه نمود اين توجّه و التفات نبوّت يا خلافت و جانشينى نبوّت ناميده مىشود و اگر توجّه به كثرات عالم كرد اين توجّه رسالت يا جانشينى رسالت ناميده مىشود .
و هر چيزى را كه از خدا تلقّى كند به طريق حذف و الهام و هر آنچه را كه در عالم مثال در اين حال يا قبل از نزول به اين مقام مشاهده
هامش
( 1 ) نور الثقلين ج 5 .