قوّهى شهوت مانند ناظر وكيل خرج سربازان است ، قوّهى عضب فرمانده لشگر است .
و معتدل بودن قوّهى علّامه بدين گونه است كه بين حقّ و باطل ، محقّ ، مبطل ، خير و شرّ همانطور كه هست تميز دهد .
و اين تميز و فرق گذاشتن حكمت علمى ناميده مىشود ، چون حكمت علمى عبارت از تميز و فرق گذاشتن بين ذوات ، اقوال ، افعال ، احوال ، اخلاق و علوم و وجدانيّات و خطورات قلبى ، خيالات ، مشاهدات و توجّههاى قلب است از آن جهت كه به آخرت باز مىگردد و با آخرت مرتبط شود و ازدياد حكمت علمى موجب كمال نفس و نقصان آن موجب نقصان نفس است .
لذا ديگرى داراى دو طرف افراط و تفريط نمىباشد ، بلكه جربزه كه دشمن و مقابل آن افراط قوّهى علّامه نفسانى است تفريط ، كوتاهى و قصور نفس است از رسيدن به درجهى حكمت .
زيرا جربزه همان تصرّفاتى است كه بر اساس علم و همى در امور دنيوى حاصل مىشود ، كه آن تصرّفات زيادتر از آن مقدارى است كه شايستهى انجام شدن است .
بلكه جربزه كه دشمن آن افراط قوّهى علّامه نفسانى است تفريط و تصوّر نفس است از رسيدن به درجهى حكمت ، پس جربزه و بلادت و كودنى كه دشمن آن دو ، دو طرف افراط و تفريط قوّهى علّامه است هر دو از قسم بلاهت و كودنى شمرده شده است .
از اين روست كه احمق و سفيه را به كسى كه حقّ را نمىشناسد و نمىفهمند تفسير كردهاند اعمّ از آنكه بر حسب دنيا هم سفيه باشد يا
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 544
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٥٤٤