قحم فى الأمر قحوما » خودش را بدون فكر و رويّه به طور ناگهانى در آن كار انداخت .
و « اقتحم » ، يعنى ، در آن كار مبالغه كرد .
لفظ « عقبة » به معناى كوههاى بلند است كه صعود بر آنها دشوارست ، مقصود در اينجا عقبههاى نفس است كه عبارت از رذايل و پستىهاست كه بالا رفتن از آنها سختتر است ، زيرا كه عبور و گذشتن از آنها و تخليهى نفس از پستىها و ترقّى به سوى خصايل سختتر از همه چيزست ، روى همين جهت استفهام تعجّبى آورد تا مطلب را بزرگ كند و آن را به گذشتن از رذايل و دخول در خصايل تفسير كرد ، در اين مورد به مهمترين آنها اشاره نموده و فرمود :
حكمت و عدالت
وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ
چگونه مىتوان دانست كه آن عقبه چيست ؟
آن بنده ( در راه خدا ) آزاد كردن است .
بدان كه انسان داراى چهار قوّه و نيروست و هر يك از آن چهار قوّه در آثار داراى اعتدال و ميانهى بين افراط و تفريط است ، اعتدال و ميانهروى در هر چهار قوّه ممدوح ( مطلوب ) و افراط و تفريط مذموم و قبيح است .
قواى چهارگانه عبارت از : علّامه ، عمّاله ، شهويّه و غضبيّه است .
پس قوّهى علّامه مانند سلطان كشورست امر ، نهى و تدبير مىكند ، قوّهى عمّاله مانند وزير است كه دستور شاه را اجرا مىكند ،