وسط بين بلامت و جربزه است از مقتضيات قوّهى علّامهى نفسانى قرار داده مىشود .
و مقتضاى قوّهى علّامهى عقلانى تعديل قواى سهگانه و تعديل قوّهى عمّاله قرار داده مىشود به نحوى كه هيچ كارى از كارهاى قوّهى عمّاله از حكم قوّهى عاقله خارج نشود و آن عدالت ناميده مىشود كه افراط و تفريط در آن راه ندارد ، بلكه فقط داراى تفريط است و تفريط آن قصور و كوتاهى قوّهى عاقله از تسخير قواى سهگانه است .
و اين معناى ظلم از ناحيهى قواى سهگانه و انظلام قوّهى عاقله است و كسى كه قوّهى عمّاله را منشأ بعضى از خصال نيك قرار داده گويا مقصودش از عمّاله قوّهى علّامهى نفسانى است .
زيرا بين آن دو قوّه تلازم وجود دارد .
بنابراين در قول خداى تعالى « فكّ رقبة » اگر مقصود آزاد كردن خودش از تقيّه به قيود نفس باشد منظور از آن اصل خصال و روح آن مىشود كه از آن به فنا تعبير مىشود .
يعنى فنا از نسبت افعال و صفات به نفس خودش ، بلكه فنا از نسبت ذات به خودش .
و لذا آن را بر همه مقدّم داشت ، اگر مقصود آزاد كردن مردم از بندگى خودشان و از آتش باشد كه اشاره به شريفترين اقسام عدل مىشود .
و اگر مقصود آزاد كردن بندگان و بردگان صورى از بندگى باشد كه اشاره به بهترين قسم سخاوت مىشود شريفترين انواع عفّت است .
أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ
يا خوراك دادن به روز