سورهى الكافرون
در تفسير
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
فرمودهاند : روايت شده گروهى از قريش به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اعتراض كردند و گفتند : يا محمّد بيا ما آنچه را كه تو عبادت مىكنى ، عبادت كنيم و تو هم آنچه را كه ما عبادت مىكنيم ، عبادت كن ، پس ما و تو در اين كار مشترك مىشويم .
پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : معاذ اللّه كه من غير خدا را شريك خدا قرار دهم ، گفتند : پس تو بعضى از خدايان ما را بگير تا ما تو را تصديق كنيم و خدايت را بپرستيم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ببينم چه مىشود . پس اين سوره نازل شد و قريش از محمّد و تصديق او مأيوس شدند .
و در فصل ششم از فصول اوّل كتاب گذشت كه قارى قرآن بايد كوشش كند تا مشاهده كند يا با جانشينان خدا يا با فعل خدا متّحد شود تا زبان او زبان خدا يا زبان جانشينان خدا شود و در هنگام قرائت امثال اين سوره از مخاطبهاى اللّه باشد ، دستور از جانب خدا بدهد ، بلكه امر او امر خدا گردد « 1 » .
سورهى النّصر
در تفسير
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
مرقوم داشتهاند : بعضى گفتهاند : اين سوره آخرين سورهاى بود كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است ، چنانچه
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ
اوّلين سورهاى بود كه بر او نازل شد ، بعضى گفتهاند : در حجّة الوداع در منى نازل شد و برخى گفتهاند : بعد از اين سوره دو سال زندگى كرد ، عدّهاى گفتهاند : همان سال از دنيا رفت .
و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از نزول اين سوره فرمود : مرگ من به من خبر داده شده است . روايت شده كه عبّاس بعد از نزول اين آيه گريه كرد ، حضرت فرمود : اى عمو چه چيز تو را مىگرياند ؟ گفت : خبر مرگ تو را مىدهد ، حضرت فرمود : مطلب همانطور است كه تو مىگويى .
هامش
( 1 ) صفحهى 639 و 640 همين جلد .