و اگر مقصود از حقّ ، حقّ مطلق هم باشد باز مقصود از آن ولايت است ، زيرا ظهور حقّ مطلق نمىشود مگر به وسيلهى حقّ مضاف كه همان ولايت است و هر امر ثابت و هر امر غير باطل به وسيلهى اراده ولايت اراده مىشود كه همهى اينها از شعبههاى ولايت است .
وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
و به يكديگر بر حق سفارش كنند ، يا بر مطلق صبر كه جميع انواع صبر كه امّهات آنها سه است :
1 - صبر بر مصائب . 2 - صبر از معاصى .
3 - صبر بر طاعت كه هر سه به صبر بر حقّ برمىگردد ، چون منظور از صبر بر مصائب اين است كه هنگام مصيبت بىتابى نكند ، چون بىتابى نمىشود مگر با غفلت از ولايت .
و منظور از صبر از معاصى خارج نشدن نفس از فرمانبرى عقل در ادامهى حق است و خروج از انقياد و تسليم جز با غفلت از ولايت محقق نمىشود و صبر بر طاعت چيزى جز صبر بر ولايت كه روح هر طاعتى است نمىباشد .
و شكّى نيست كه مؤمنين هرگاه با هم ملاقات كنند براى هر يك به سبب ملاقات ديگرى صبر و زيادى توجّه و اشتداد انتظار وجهى ولوى حاصل مىشود و مؤمن اين معنا را در وجود خود مىيابد « 1 » .
سورهى الهمزة
مؤلّف عاليقدر قدّس سرّه در ضمن تفسير اين سوره مىفرمايند : . . . و هرگاه اين خصلتها جمع شد غيبت و عيبجويى مىكنند و طعنه مىزنند تا خودشان را ببينند و بر مردم استكبار نموده و آنها را تحقير كنند و مىخواهند با ظهور نقص در مردم و ظاهر نبودن نقص خودشان در بين مردم محبوب باشند .
بنابراين آن دو صفت پستترين رذيلتهاست « 2 » .
هامش
( 1 ) صفحهى 620 و 621 همين جلد .
( 2 ) صفحهى 623 همين جلد .