باشد و خواه به ربّ و خواه به اسم ربّ منزّه كردن لطيفهى انسانى از آلوده شدن به پليدىهاى حيوانى و شيطانى است .
كه آن لطيفهى انسانى به وجهى ربّ و مظهر خداست پس به وجهى اللّه مىباشد و به وجهى اسم اللّه و ربّ مىباشد .
الَّذِي خَلَقَ
اين جمله صفت « ربّ » يا صفت اسم « ربّ » است ، كه اسماى عينى خدا واسطههاى خلق خدا هستند و به اذن خدا خالق و آفريننده مىباشند .
فَسَوَّى
جميع اجزا و اعضا او را آنطور كه سزاوار و شايسته است ، قرار داد .
وَ الَّذِي قَدَّرَ
براى هر چيزى كمال خاص و غايت مخصوصى اندازهگيرى نمود .
فَهَدى
به آن كمال و آن غايت رهنمون گشت و آن غايت در جميع اشياى هدايت تكوينى است و در انسان و فرزندان جنّ هدايت اختيارى تكليفى است .
وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى
پس از آنكه خداوند اشيا را به سوى كمالها و غايتهايشان راهنمايى فرمود اسباب اين مطلب را نيز فراهم نمود ، بدين گونه كه در عالم كبير و صغير درختان و گياهان را كه زندگى انسان و ساير حيوان به آنان بستگى دارد اخراج نمود و جميع قوا و هواها كه در انسان پنهان بود آشكار ساخت .
فَجَعَلَهُ غُثاءً
آن را فانى قرار داد مانند كف كه در روى سيل ديده مىشود و لفظ « غثاء » بر وزن « غراب » كف آب و برگ خشك و چوبهاى ريزى است كه با كف سيل آب مخلوط مىشوند .