فرزند يك ماه داشت و كودك به سخن آمد همانطور كه گذشت .
از على عليه السّلام نيز روايت شده : اصحاب اخدود ده نفر بودند و نظير آنان نيز ده نفر در اين بازار ، يعنى بازار كوفه ، كشته مىشوند « 1 » .
بعضى گفتهاند : يوسف بن ذى نواس حميرى شنيد كه در نجران يمن گروهى بر دين عيسى عليه السّلام هستند ، به سوى آنان رفت و آنان را بر يهوديّت وادار نمود ، آنان خوددارى كردند ، پس گودالى در زمين كند و آتش برافروخت و بر آنان عرضه داشت ، هر كس از دين عيسى عليه السّلام برگشت سالم ماند و هر كس برنگشت در آتش انداخته مىشد ، در اين هنگام زنى با فرزندش آمد و كودك به سخن درآمد ، همانطور كه گذشت .
اصحاب اخدود بنا بر تأويل كسانى هستند كه در گودالهاى طبع داخل شده و به آتش شهوتهاى نفس و غضبهاى آن گرفتار شدهاند و فطرت انسانى در آنان نابود و هلاك شده است .
النَّارِ
لفظ « النّار » بدل از « اخدود » است به صورت بدل اشتمال .
ذاتِ الْوَقُودِ
توصيف آتش به « ذات الوقود » : يعنى ، داراى هيزم اشاره به زيادى هيزم و ادامهى افروختن آن است .
إِذْ هُمْ
كه پادشاه و يارانش .
عَلَيْها قُعُودٌ
در كناره آن مىنشستند .
بعضى گفتهاند : پادشاه و يارانش را بر تختهايى دور آتش مىنشستند و مؤمنين را عذاب و شكنجه مىدادند .
وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ
و آنان شاهد به
هامش
( 1 ) نور الثقلين ج 5 ص 547 .