تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
نعمت همان ولايت و لوازم آن بوده كه عبارت از بهشت و نعمت‌هاى آن است . آنگاه است كه مورد سؤال قرار مىگيرد ، آيا آن لذّت‌هاى حيوانى كه شما داشتيد نعمت بوده ، يا آنچه كه مؤمنين داشتند ؟ اين سؤال جهت سرزنش شماست . يا معناى آيه اين است كه شما وقتى به مقام معاينه رسيديد از شما درباره مقام حقّ اليقين سؤال مىشود كه آن چيست ؟ چون با معاينه ذوق و حقيقت را مىيابند و سؤال و جواب از آن براى شما جائز مىشود . آنچه كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده مؤيّد جمع بن اخبار است كه ما انجام داديم . از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده است « 1 » : درباره‌ى هر نعمتى از صاحبش سؤال مىشود مگر آن نعمت كه در جهاد يا در حج باشد ، چه سالك الى اللّه كه ولايت را قبول كرده باشد هميشه در جهاد و حجّ است ، چه اين مطلب را احساس كند و بفهمد يا نفهمد . و همچنين روايت امام صادق عليه السّلام نيز مؤيّد جمع ماست كه فرمود « 2 » : هر كس نام خدا را بر طعام ذكر كند از آن نعمت مورد سؤال قرار نمىگيرد . زيرا كسى كه اسم خدا را ذكر كند نمىتواند حقيقت نام خدا را ذكر كند مگر از ناحيه‌ى ولايت با بيعت خاصّ ولوى در غير اين صورت او ذاكر به مضمون است نه واقعى . كسى كه داراى شيخ و استاد و مرشد نباشد شيطان بر گردن او متمكّن است و بر او شيطان مسلّط و متمكن است و تمام اقوال و افعال و احوالش با تصرّف شيطان صورت مىگيرد . پس آنگاه كه مىگويد : بسم اللّه شيطان در او تصرّف مىكند و لفظ را از معنايش خالى مىسازد و خودش را به جاى اللّه قرار مىدهد و در حقيقت‌بسم اللّه بسم الشّيطان مىشود . چنانچه تحقيق اين مطلب در اوّل فاتحة الكتاب گذشت و سوره‌اى كه
هامش
( 1 ) من لا يحضره الفقيه و نور الثقلين ج 5 ص 665 . ( 2 ) امالى الصدوق و نور الثقلين ج 5 ص 665 .