تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
جمال حقّند .
تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ
از رخسارشان شادمانى نعمتهاى بهشتى پديدار است كه از شراب خالص عشق و عرفان نوشيده‌اند . لفظ « الرّحيق » به معناى خمر ، يا به معناى پاكيزه‌ترين ، يا برترين خمر ، يا خمر خالص ، يا صاف و به معناى نوعى از عطر است .
مَخْتُومٍ
مهر خورده به نحوى كه جز دست ساقىاش دست كسى به آن نمىرسد .
خِتامُهُ مِسْكٌ
آن گل كه به وسيله‌ى آن مهر زده مىشود ، مشك است .
وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ
كه در آن نعمتها ، رغبت‌كنندگان بايد رغبت كنند ، يا خواهندگان به تلاش و كنكاش پردازند ، نه خواهشهاى نفس كه فانى و زائل شدنى است و حسرت و پشيمانى را به دنبال دارد .
وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ
لفظ « تسنيم » نام چشمه‌اى است در بهشت و از بلندترين چشمه‌هاى بهشت است ، يا شراب آن از بهترين اقسام شراب بهشت است و يا از بالاى اهل بهشت مىآيد و روى همين جهت تسنيم ناميده شده است .
عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ
مقرّبين از آن چشمه به طور خالص و بدون آنكه چيزى به آن مخلوط شود ، مىنوشند . امّا غير مقرّبان از آن چشمه به صورت مخلوط و ممزوج مىنوشند . و ممكن است كنايه از دين باشد كه نيكان همه مقرّبان هستند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 473 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى