و افسانهها نيست و گناه چنين نسبتى بر دلهايشان چيره گرديده است .
چه « رين » به معناى طبع است و « ران ذنبه على قلبه » ، يعنى ، گناه او بر دلش غلبه كرد .
ما كانُوا يَكْسِبُونَ
آنچه را كه از گناه كسب مىكردند بر قلب آنان ثابت و غالب گشته است ، چون آنچه كه كسب مىكردند جز فعليّت جهت نفس سفلى و پايين نبود و اين جهت بالا را مهر مىزند و آن را تيره و تار مىكند و روزنهى آن راه ملكوت عليا را مىبندد .
از امام باقر عليه السّلام روايت شده : هيچ بندهى مؤمنى نيست مگر آنكه در قلب او نقطهى سفيدى است كه هرگاه گناه بكند در جاى آن نقطهى سفيد نقطهى سياهى بيرون مىآيد و اگر از گناه توبه كند آن نقطهى سياه از بين مىرود و اگر گناه را ادامه دهد ، سياهى بيشتر مىشود تا جايى كه سفيدى را مىپوشاند و آنگاه كه سفيدى پوشيده شود ، ديگر صاحب آن هرگز به خير و خوبى برنمىگردد و اين است قول خداى تعالى :
« بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ »
.
كَلَّا
چنين نيست كه مىپندارند .
منع آنان از توقّع كار خير و توقّع شهود جمال خداى تعالى در آخرت است .
إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ
بلكه آنان از معرفت پروردگارشان محجوب و محرومند سپس ( روزى ) آنان را به آتش دوزخ درافكنند و به آنان گويند از همان دوزخى كه تكذيب آن مىكرديد .