معادش يا سبيل سلوك از دنيا به آخرت يا موت اضطرارى را آسان نمود
ثُمَّ أَماتَهُ
سپس او را از صورت و فعليّتى كه شايستهى انداختن و از بين رفتن است ، مىميراند .
فَأَقْبَرَهُ
پس او را در صورت ديگرى نمود تا آنكه او را از جميع صورتها با مرگ اختيارى يا اضطرارى ميرانيد و او را در قبر خاكى و در صورتهاى برزخى و مثالى دفن نمود .
ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ
سپس هرگاه بخواهد او را از قبرش بيرون مىآورد .
كَلَّا
منع انسان است از انتظار و توقّع ديدن زنده شدن مرده و بيرون آمدن او از قبر .
لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ
در حالى كه انسان هنوز آنچه را كه خدا به آن امر كرده از قبيل اخلاص در عبادت و اتمام عبوديّت انجام نداده و تمام نكرده است تا آنچه را كه ديدن آن را آرزو مىكند مانند نشر و حساب و عقاب را مشاهده كند .
يا هنوز انسان اوامر شرعى قالبى را كه خدا به آن امر كرده انجام نداده تا آثار الوهيّت يا رسالت يا ولايت را مشاهده نمايد . يا نشر بندگان و حساب آنان را از طريق باطن خويش ببيند . يا هنوز آن موقع و آن هنگام كه خداوند معيّن كرده نرسيده ، يعنى ، وقت حشر و نشر خلايق و حساب و ثواب و عقاب آنان تا آنچه را كه ما از نشر خلايق مىگوييم مشاهده كنند .
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ
پس بايد انسان به اسباب و مسبّبات نظر بياندازد و چگونگى پيشرفت و ترتّب و وصول به غايات و