شأن رسالت يا ولايت را جهت تذكر و يادآورى قرار دادم چگونه است ؟
پس فرمود :
« قُتِلَ الْإِنْسانُ » .
ما أَكْفَرَهُ
چه كافر پيشه است ؟ ! ، يعنى ، حال انسان شدّت كفران يا كفر است و لفظ « ما أكفره » صيغهى تعجّب است ، يا مركّب از لفظ « ما » استفهام و فعل ماضى از باب افعال است و ممكن است مقصود از قول خدا « ما أكفره » اين باشد كه چه چيز او را به على عليه السّلام كافر كرده است ؟ !
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
جواب سؤال مقدّر است ، گويى كه گفته شده : آيا براى انسان چيزى هست كه دلالت بر خدا يا رسالت يا ولايت يا بعث و قيامت بكند ؟
پس فرمود : بنگرد كه خدا از چه چيز او را خلق كرده ، تا بداند كه قيامت حقّ است ، پس استفهام براى تقرير است .
مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ
خداوند انسان را از نطفهاى آفريده كه وجودش ضعيف است و خودش نمىتواند صورت خودش را در دو آن و دو لحظه نگهدارد و پليد ، نجس و بدبو است و اين خود بهترين دليل بر مبدأ و رسالت و ولايت و رستاخيز است .
فَقَدَّرَهُ
پس خداوند انسان را به اندازه و مقدار معيّن آفريد و بر حسب اجزا و اعضا و مقدار طول و عرضش اندازهگيرى كرد كه مناسب شأن او باشد و افعالى كه از او مترتّب است و انتظارش مىرود و به آسانى صادر شود .
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ
سپس راه خروج از شكم مادرش را آسان نمود يا راه سلوك جهت طلب معيشت يا سبيل سلوك به سوى خدا و طلب