وَ فاكِهَةً
و انواع ميوهها .
وَ أَبًّا
و صحرا ، چراگاه و هر چه از زمين مىرويد .
مَتاعاً
لفظ « متاع » به معناى تمتيع يا تمتّع است ، مفعول له ، يا منصوب به نزع خافض است ، يا مفعول مطلق فعل محذوفى است كه آن حال است .
و ممكن است به معناى چيزى باشد كه قابل تمتّع است و بهرهمندى است كه در اين صورت حال مىشود .
لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ
آن چيزهاى بهرهور براى شما و چهارپايان شماست پس چگونه ما شما را مهمل مىگذاريم پس از آنكه ما از پستترين مراتب وجود كه شما را از مقام نطفهى كثيف تا بالاترى مراتب و مقامات رسانديم و آن مقام روحانيّت شما و مشاركت با ملايكه است .
بلكه شما را در عالمى مبعوث مىكنيم و برمىانگيزانيم كه از عالم شما بالاتر است .
فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ
لفظ « الصّخ » به معناى زدن با يك چيز محكم بر روى يك چيز صامت و ساكت است و « الصّاخة » صدا و صيحهاى است كه شدّت آن گوشها را كر مىكند و به معناى قيامت و مصيبت نيز مىباشد و همهى اين معانى در اينجا مناسب است .
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
روز مرگ يا روز قيامت كبرى آن چنان است كه شخص از برادرش مىگريزد .
وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
و نيز از مادر ، پدر ، همسر و فرزندش مىگريزد .
هر كس در آن وقت گرفتار كار خويش است .