تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
مسبّبات خود را ببيند ، تا با علم يقينى بداند كه براى آن اسباب و مسبّبات خدايى و رسولى و امامى هست و انسان در تغيير و تحوّلاتش منتهى مىشود به آنجا كه از قشر و قالبش خارج مىشود و به لبّ ، مغز و قلبش و به حساب و ربّ خويش مىرسد . پس از جمله اسباب و مسبّبات به غذا و طعام صورى و معنوى خويش نظر اندازد .
أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ
كه البتّه ما از ابر باران فروريختيم .
صَبًّا
آن هم بارانى شگفت كه به قدر حاجت باشد و آن‌قدر زياد نمىآيد كه انسانها ضرر بينند و نيز در غير وقت احتياج نمىآيد .
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا
پر از آن زمين را با روياندن گياهان و درختان از هم شكافتيم .
فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا
و گياه دانه‌دار از آن بيرون آورديم .
وَ عِنَباً
از جمله آنها انگور را ذكر كرد چون منافع آن زياد است .
وَ قَضْباً
لفظ « قضب » جمع « قبضه » است و آن گياهى است خوردنى و مقصود يونجه يا نظاير آن است ( مانند نعناع . . . )
وَ زَيْتُوناً
و درخت زيتون .
وَ نَخْلًا
و درخت خرما و ذكر خصوص درخت خرما از بين درختان بدان جهت است كه آن نيز مانند انگور منافع زيادى دارد .
وَ حَدائِقَ غُلْباً
و باغهاى پردرخت و درهم . لفظ « غلب » جمع « غلباء » به معناى باغ و درختان فراوان و درهم پيچيده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 447 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى