فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى
تو از توجّه به او خوددارى مىكنى ؟
بعضى از علما بعيد دانستهاند كه اين آيات دربارهى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باشد ، چون مقام او از چهره برافروختن و اخم كردن و روى گرداندن از نابينا دور است و رتبه و درجهى او بالاتر از آن است كه مورد چنين سرزنش قرار گيرد .
من مىگويم : اگر اين آيات دربارهى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باشد و سرزنش نيز متوجّه او باشد نقص شأن او نمىشود و منافاتى با قول خدا
« إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
پيدا نمىكند ، زيرا روى آوردن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به كسى و روى برگرداندن و اخم كردن براى خدا و در راه خداست ، چه اگر ناراحتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بدان جهت بوده است كه نابينا مانع از آن شده كه پيامبر دين خدا را نشر دهد و نمىگذاشته كه دشمنان دين خدا سخنان رسولش صلّى اللّه عليه و آله را گوش فرا دهند و به دين خدا نزديك گردند ، در اين صورت براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اخلاق او نقصى نخواهد بود و امّا امثال سرزنشها دلالت بر اهميّت مطلب و قابل اعتنا و توجّه بودن آن مىكند ، چه همهى اين سرزنشها از قبيل « به تو مىگويم تا همسايه بشنود » مىباشد ، پس خطاب و عتاب هر دو براى غير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، نه براى او .
و همچنين نسبت دادن عبوس بودن و روى گردانيدن نيز در حقيقت متوجّه به غير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است و همچنين نسبت عبوس بودن و روى گردانيدن نيز در حقيقت متوجّه غير پيامبر مىشود .
كَلَّا
اين كلمه و منع از رفتارى چون اخم كردن مىباشد ، يعنى ، نه اين كار صحيح نيست .