تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
آيه اين قضيّه را حكايت مىكند و آن را مورد انكار قرار مىدهد « 1 » . و قمى گفته است : اين آيه درباره‌ى عثمان و ابن امّ مكتوم است و او مؤذّن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود ، وقتى به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را بر عثمان مقدّم داشت و عثمان ناراحت شد و چهره‌اش افروخته گرديد و از او روى گرداند .
وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى
تو چه مىدانى شايد او پاك شود ؟ ! يا اعمالش در كمال صلاح گردد ، يا در دين و ايمانش رشد و نموّ كند .
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى
زيرا يادآورى به او نفع مىرساند تا بعدا اسلام آورد ، يا در هنگام مرگش از آن بهره مىبرد .
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى
امّا كسى كه در مالش مستغنى باشد ، يا از اسلام بىنياز باشد ،
فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى
آيا تو متعرّض او مىشوى ؟
وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى
و بر تو باكى نيست كه آن بىنياز ، پاك نشود ، يا چه ضررى بر تو وارد مىشود اگر او پاك نشود ، يا پاك نشدن او وزر و و بال بر تو نيست . قمّى گفته است : معناى آيه اين است كه تو باك نداشته باش كه او اگر بىنياز است زكىّ و پاك باشد يا نباشد .
وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى
و امّا كسى كه در طلب دين و ازدياد ايمانش كوشش كند .
وَ هُوَ يَخْشى
در حالى كه او از پروردگارش مىترسد .
هامش
( 1 ) مجمع البيان و تفسير على بن ابراهيم قمى .