لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً
نه خنكى و سردى كه از حرارت آتش سودى به آنان برساند و نه شرابى كه از عطش آنان بكاهد ، نمىچشند . چنان كه بعضى گفتهاند ممكن است مقصود از « برد » خواب باشد .
إِلَّا حَمِيماً
آب گرم كه حرارت آن شديد باشد .
وَ غَسَّاقاً
لفظ « غسّاق » چرك زخم اهل آتش است يا آبى است كه از زخم اهل آتش خارج مىشود .
جَزاءً وِفاقاً
لفظ « جزاء » مفعول له ، يا وصف « حميما و غسّاقا » است يا مفعول مطلق فعل محذوف است ، يعنى ، « يجازون جزاء » يا « يجزيهم اللّه جزاء » يعنى ، خداوند به آنان جزاى موافق اعمالشان مىدهد .
إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً
اينان معتقد به حشر و حساب نيستند يا ترس از حساب ندارند ، چنانچه بعضى گفتهاند .
وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً
و آيات و نشانههاى ما را تكذيب كردند از آن جهت كه آيات هستند و بزرگترين آن نشانهها ، على عليه السّلام است .
وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ
و از چيزهايى كه ما آنها را شمارش كرديم اعمال آنان است كه بهجا آوردند .
كِتاباً
هر چيزى را در كتابى شمارش كرديم ، يا در حالى كه هر چيز نزد ما نوشته شده است .
فَذُوقُوا
اينجا لفظ « قول » در تقدير است ، يعنى ، بگو : بچشيد .
فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفازاً
اين جمله جواب سؤال مقدّر است ، گويى كه گفته شده : آنچه كه گفته شد دربارهى حال