تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً
و بر بالاى شما هفت آسمان محكم بنا نهاديم كه قابل پارگى و از بين رفتن نيست و ستارگانى در آنها قرار داديم كه بقا و زندگى شما به وسيله‌ى آنها محقّق مىشود .
وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً
و آنها را چون چراغ درخشان آفريديم كه وجود و بقاى شما بدون آن ممكن نيست .
وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ
مقصود از « معصرات » ابرهايى است كه به سبب سرما و باد متراكم و فشرده شده‌اند ، يا مقصود باد است كه ابرها را فشار مىدهد . و يا مقصود بادهايى است كه حال گرد و غبار و فشارآورنده‌ى غبارهاست ، كه بادها سبب نزول باران مىشوند و « أنزلنا بالمعصرات » نيز خوانده شده است كه اين قرائت معناى اخير را تأييد مىكند .
ماءً ثَجَّاجاً
آب سيّال كه به مواضع زراعت‌ها و باغهاى شما روان است و حيات زندگى شما به آن بستگى دارد .
لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً
تا به وسيله‌ى آب دانه بر شما بيرون آوريم تا روزى شما و روزى حيوانات شما تأمين گردد تا از آن براى شما گياه برويانيم .
وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً
لفظ « ألفاف » درختان در هم پيچيده است و مصدر آن « لفّ » با كسره و فتحه يا با ضمّه است و « الفاف » جمع « الفّاء » است ، كه در اين صورت جمع الجمع مىشود .
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً
جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : اگر اينان را بدون حساب و عقاب و ثواب مهمل نمىگذارى آيا موعدى براى آنان هست ؟
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 417 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى