تكذيبكنندگان به نبأ عظيم است .
پس حال تصديقكنندگان به ولايت چگونه است ؟ و لفظ « مفاز » به معناى فوز و نجات يا محلّ فوز و رستگارى است و در هلاكت و هلاك شونده نيز استعمال مىشود .
حَدائِقَ وَ أَعْناباً
بستانها و ميوههاى آنها و ليكن خداوند ميوهى انگور را نام مىبرد چون بين ميوهها ممتاز است .
وَ كَواعِبَ
و كنيزان و دخترانى كه پستانهايشان برآمده است .
أَتْراباً
آن كنيزان در سنّ مساوى هستند و همهى آنان در اوّل بلوغ مىباشند .
وَ كَأْساً دِهاقاً
و كاسههاى پر يا كاسههاى پشت سر هم .
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً
لفظ « كذّاب » با تشديد ذال خوانده شده ، يعنى ، تكذيب كردن و تخفيف ذال يعنى به همديگر دروغ گفتن .
جَزاءً مِنْ رَبِّكَ
لفظ « جزاء » را اضافه « ربّ » نمود تا به اهل بهشت شرافت دهد .
عَطاءً حِساباً
بخشش كافى يا بخشش به اندازه اعمالشان به آنان داده مىشود .
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ
لفظ « ربّ السّماوات » و لفظ « الرّحمن » با جرّ و رفع خوانده شده ، يعنى ، او پروردگار آسمانها و زمين و بين آنانست كه در عين رحمت است .
لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطاباً
لفظ « منه » حال از لفظ « خطابا » يا ظرف لغو متعلّق به « لا يملكون » مىباشد ، يعنى مالك مخاطبه با خدا