كه از اصناف بدكاران هستند ، تفسير شده است .
إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً
لفظ « رصده » يعنى مراقب او بود و « مرصاد » راه يا جايى است كه در كمين دشمن مىنشينند ، گويى كه نگهبانان جهنّم در كمين دشمنان اولياى خدا هستند .
و اين جمله جواب سؤال مقدّر است ، گويى كه گفته شده پس از آنكه آنان را گروه گروه مىآورند با آنان چه مىكنند ؟
لِلطَّاغِينَ مَآباً
« طغى » مانند « رضى » طغيا و طغيانا با ضمّه و كسره در هر دو ، يعنى ، از ديگر سر رفت ، بالا آمد و در كفر غلوّ كرد و در معاصى و ظلم اسراف نمود و « طغا يطغو و طغوانا » با ضمّه مىباشد .
لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً
لفظ « أحقاب » جمع « حقب » با يك ضمّه و دو ضمّه و آن هشتاد سال يا بيشتر است و به معناى دهر و سال و سالها نيز مىباشد .
و بعضى گفتهاند : مقصود از درنگ كردن و ماندن به صورت سالها اين است كه هر حقب ( هشتاد سال ) كه مىگذرد حقب ديگرى مىآيد و حقب به هشتاد سال از سالهاى آخرت تفسير شده است .
و بعضى گفتهاند : احقاب سى و چهار حقب است و هر حقبى هفتاد پاييز است و هر پاييز هفتاد سال و هر سال سيصد و شصت روز و هر روز يكهزار سال مىباشد .
بعضى گفتهاند : معناى آيه اين است كه در جهنّم سالها با اين وصف مىمانند كه در آنجا نه خنكى دارند و نه شراب مىچشند ، سپس آنجا مىمانند و غير از حميم و غسّاق انواع عذاب را مىچشند .
بنابراين آيه بيان توقيت انواع عذاب است نه بيان درنگ كردن آنان در آتش .