يا تنكير از آن جهت است كه زنده و مردهى انسانها بعضى از زندهها و مردههاست .
وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ
و در آن كوهها بلند و ثابت قرار داديم .
وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً
اين دو فعل « و جعلنا » و « أسقيناكم » عطف بر مجموع
« أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ »
هستند ، چون آيه در حقيقت بدين معناست كه ما در حقيقت و به طور حتمى زمين را كافى و آن طور كه بايد و شايد قرار داديم و شما را آب زلال و گوارا نوشانديم .
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ انْطَلِقُوا
لفظ « انطلقوا » حال يا جواب سؤال مقدّر به تقدير قول است يعنى ، به آنان گفته مىشود : به سوى عذاب برويد .
إِلى ما كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ
به سوى عذابى برويد كه آن را تكذيب مىكرديد .
انْطَلِقُوا
لفظ « انطلقوا » به صورت امر خوانده شده و به صورت اخبار نيز خوانده شده كه جواب سؤال مقدّر باشد .
إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ
به زير سايهى دردناك و جهنّم رويد .
دوزخ نفس در سه شاخه » در تفسير « ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ
بدان كه نفس امّارهى انسان مظهر جهنّم است و هر آنچه از اوصاف زشت و پست وارد شعبه و شعلهاى از شرارهى آتش آن است همين نفس امّاره مسبّب دخول در آتش است و اصل جميع رذايل و پستىهاست همان قواى سهگانه بهيمى و سبعى و شيطانى مىباشد .