نيافريديم ؟ شمارش نعمتهاست ، كه دلالت مىكند بر اينكه خداوند به انسان كمال اهميّت را مىدهد و آنان را بدون ثواب و عقاب ، مهمل نمىگذارد .
فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
سپس شما را درست كرديم و به اندازه معلوم و مشخّص در جايگاهى آرام جاى داديم ، پس ( كه چگونه ) بر آن قادر بودهايم .
واى در اين روز بر دروغانگاران .
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً
آيا زمين را آن طور كه بايد و شايد نساختيم ؟ ! كلمهى « كفته » يكفته ، يعنى ، آن را از آن طور كه بايد باشد برگردانيد و كفت الشيء گرفتن و قبض شيء است و « كفات » جايى است كه شيء در آنجا قرار مىگيرد يا لفظ « كفاتا » مصدر ، يا جمع « كافت » يا جمع « كفت » به معناى ظرف است و آن مفعول دوّم فعل « نجعل » يا حال است ، يا مفعول دوم قول خداى تعالى :
أَحْياءً وَ أَمْواتاً
است و بنابراين احتمال اوّل لفظ « فاحياء و أمواتا » حال از صاحب حال محذوفاند ، يعنى ، حال از مردم مىباشند .
يا هر دو لفظ حال از « الأرض » مىباشند و زنده و مرده بودن زمين به اعتبار اين است كه زمين صلاحيّت روييدن و كاشتن و زراعت و داشته باشد يا صلاحيّت نداشته باشد .
يا به اعتبار وقت و زمان روياندن گياه است مانند فصل بهار يا زمان نرويانيدن گياه مانند فصل زمستان ، يا هر دو لفظ مفعول براى « كفاتا » مىباشد كه در اين صورت نكره آمدن آن دو جهت تفخيم است .