إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
به ربّ مضاف نظر مىكند ، چون ولايت و صاحب ولايت در آن روز ظهور پيدا مىكند يا مقصود ربّ مطلق است چون آثار او ظاهر است ، يعنى به آثار او نظر مىكند ، يا منتظر ثواب پروردگارش مىباشد .
از امير المؤمنين عليه السّلام در حديثى روايت شده : اولياى خدا بعد از فراغ از حساب به نهرى مىرسند كه حيوان ناميده مىشود ، در آنجا خود را مىشويند ، از آن مىخورند و صورتهايشان سفيد مىشود و هر ناپاكى و سختى از آنها دور مىشود ، سپس امر به دخول بهشت مىشوند و از همين مقام نظر به پروردگارشان مىكنند كه چگونه به آنان ثواب مىدهد ، اين است معناى قول خدا :
« إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
و مقصود از نظر به خدا نظر به ثواب خداى تعالى است .
در خبر آمده است : لفظ « ناظرة » در بعضى از لغتها همان منتظر بودن است ، آيا نمىشنوى قول خدا را كه مىفرمايد :
« فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ »
كه به معناى انتظار كشيدن است .
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ
صورتها عبوس و عصبانى ، يا مقصود صورتى است كه شديدا در هم كشيده و اخمو شده باشد .
تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ
لفظ « فاقرة » به معناى مصيبت است و شايد در اصل به معناى شكسته شدن فقرات پشت بوده و سپس در مصيبت غلبه پيدا كرده ، چه مصيبت ستون فقرات معنوى را مىشكند .
منع از اختيار دنيا ، يا منع از گمان بردن به نجات آن صورتها و وجوه است .
إِذا بَلَغَتِ
ضمير به نفس برمىگردد .