تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
اصولا در زمان نيست ، بلكه خارج از حدّ زمان است .
فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ
وقتى كه چشم باز مىماند و قدرت بر تحريك پلك‌ها ندارد و اين كنايه‌اى است شايع در بين عرب و عجم .
وَ خَسَفَ الْقَمَرُ
وقتى كه نور ماه از بين برود
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
اين علامت‌ها علامات مرگ و علامت قيامت صغرى و علامت ظهور قائم ( عج ) است .
يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ
جاى فرار نيست .
كَلَّا
منع از آرزوى فرار است
لا وَزَرَ
هيچ ملجأ و پناهگاهى در آن روز نيست .
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ
هيچ كس براى هيچ كس تكيه‌گاه و محلّ استقرار نيست مگر پروردگار مضاف تو ، كه آن ربّ در ولايت است و او على عليه السّلام مىباشد .
يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ
آنچه كه از خير و شرّ عمل كرده ، يا ترك كرده ، يا آنچه كه در زمان حياتش عمل كرده و آنچه از سنّت‌ها كه براى بعد از مرگش عمل نموده ، يا آنچه كه از اموالش در زمان حياتش براى خودش خرج كرد و آنچه كه براى ورثه‌اش گذاشته .
بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ
بصيرت و بيناى براى قلب مانند چشم براى جسد است ، به معناى حجّت و دليل نيز استعمال مىشود و مؤنّث لفظ « بصير » نيز واقع مىشود كه در صورت مؤنّث بودن تقدير آن مىشود « عين بصيرة » يعنى چشم بيان يا مقصود اين است كه انسان با جوارح و اعضاى خود بر خودش بيناست و تأنيث خبر بدان
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 372 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى