تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
جهت است كه لفظ « جوارح » جاى لفظ « انسان » نشسته است . و ممكن است لفظ « تاء » براى تأنيث نباشد ، بلكه براى مبالغه باشد .
وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ
اگر چه نزد مردم عذر بياورد به هر وسيله‌اى كه عذر آوردن ممكن شود . زيرا عذرآوردنها اگر چه زشتى و بدى و شرّ را از اغيار و ديگران مخفى مىكند ولى بر خود شخص كه مخفى نمىماند ، او مىداند چه كار كرده اگر چه عذر بياورد . از امام صادق عليه السّلام آمده است : چه مىكند يكى از شما كه خوبى را ظاهر مىسازد ، بدى و زشتى را مخفى مىكند ، آيا چنين نيست كه وقتى به وجدان خويش مراجعه كند مىفهمد كه آن‌چنان نيست و خداى تعالى مىفرمايد :
« بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ »
وقتى باطن انسان صالح و خوب باشد علانيه و آشكار او قوى مىشود . و در خبر ديگرى است : هر كس باطن خويش را مخفى كند خداوند لباس و رداى همان باطن را به او مىپوشاند ، اگر خير باشد خير و اگر شرّ باشد شرّ .
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ
خطاب به محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىباشد و معناى آن اين است كه قبل از كامل و تمام شدن وحى زبانت را به قرآن حركت نده و آن را با عجله نگير مبادا كه از دست تو برود و چيزى از قرآن از تو فوت شود . روايت شده كه هرگاه قرآن بر نبىّ صلّى اللّه عليه و آله نازل مىشد چون قرآن را زياد دوست مىداشت و برگرفتن آن حريص بود و مىترسيد كه فراموش