روز سير و سر انجام به سوى پروردگار توست .
[ مدّعى ] نه [ حق را ] تصديق كرد و نه نماز گزارد .
بلكه دروغ انگاشت و روىگردان شد .
سپس تبختركنان به سوى خانوادهاش رفت .
واى بر تو ، باز هم واى بر تو .
سپس واى بر تو ، [ و ] باز هم واى بر تو .
آيا انسان مىپندارد كه به امان خود رها خواهد شد ؟ .
آيا نطفهاى از منى كه [ در رحم ] ريخته شده بود ، نبود ؟ .
سپس خون بستهاى بود كه [ خداوندش ] آفريد و به سامان كرد .
و از آن جفتى نرينه و مادينه پديد آورد .
آيا آن [ آفريدگار ] توانا بر آن نيست كه مردگان را زنده كند ؟
تفسير
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
لفظ « لا » زايده جهت تأكيد است ، يا جواب و نفى عقيدهى آنها مبنى بر عدم بعث و برانگيخته نشدن در قيامت است .
يا نفى قسم است و معناى آن اين است كه من قسم به روز قيامت نمىخورم چون شما عقيده به آن نداريد و به نفس لوّامه نيز سوگند ياد نمىكنم چون شما اعتقاد به آن نداريد .
بدان كه نفس داراى انواع و اصناف بسيارست ، هر فردى از آن داراى مراتب و درجههاى متعدّدى است و نفس انسانى داراى مراتبى است : مرتبهاى از آن نفس امّاره ناميده مىشود ، آن نفسى است كه محكوم و خادم شيطنت و غضب و شهوت و انسان را نمىكشاند مگر به سوى بدى و مرتبهاى از آن « لوّامه » ناميده مىشود و آن نفس را در همهى كارهاى بد به خاطر بدى و زشتى آنان سرزنش مىكند ، در كارهاى خوب نيز به جهت قصور و تقصير و نسبت كار به خودش سرزنش مىكند و مرتبهاى از نفس نفس مطمئنّه است چون از كوشش و