تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
صَدَّقَ وَ لا صَلَّى ( 31 ) وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ( 32 ) ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى ( 33 ) أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ( 34 ) ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ( 35 ) أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً ( 36 ) أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى ( 37 ) ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ( 38 ) فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى ( 39 ) أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى ( 40 )

ترجمه :

( 75 / 40 - 1 ) سوگند به روز قيامت مىخورم . و سوگند به نفس ملامتگر . آيا انسان چنين مىپندارد كه هرگز استخوانهاى [ پوسيده و پراكنده‌ى ] او را گرد نمىآوريم ؟ . حق اين است كه تواناييم بر اينكه سر انگشتهاى او را فراهم آوريم . بلكه انسان مىخواهد در مهلتى كه در پيش دارد ، فسق و فجور كند . [ از سر استكبار ] مىپرسد روز قيامت چه وقت است ؟ . آنگاه كه ديدگان خيره شود . و ماه تيره شود . و خورشيد و ماه در يك جا جمع آورده شوند . در چنين روزى انسان گويد گريزگاه كجاست ؟ . حاشا ، پناهى نيست . سر انجام [ همه چيز و همه كار ] با پروردگار توست . در اين روز انسان را از آنچه پيش فرستاده يا باز پس داشته است آگاه سازند . حق اين است كه انسان بر نفس خود بصير است . و لو بهانه‌هايش را در ميان آورد . زبانت را به [ بازخوانى وحى ] مجنبان كه در كار آن شتاب كنى . گردآورى و بازخوانى آن بر عهده‌ى ماست . و چون آن را بازخوانيم ، از بازخوانىاش پيروى كن . سپس شرح و بيان آن بر عهده‌ى ماست . حاشا ، حق اين است كه بهره‌ى زود ياب [ دنيوى ] را دوست داريد . و [ بهره‌ى ديرياب ] آخرت را فرومىگذاريد . در چنين روز ، چهره‌هايى تازه و خرّم باشد . به سوى پروردگار خويش نگران . و در چنين روز چهره‌هايى دژم باشد . كه مىداند بلايى كمرشكن بر سر او آيد . حاشا ، چون جان به گلوگاهها رسد . و گفته شود كيست افسونگر [ درمان‌گر ] . و به يقين داند كه هنگام جدايى است . و هنگامه بالا گيرد . در چنين