مقصود سقر يا عدّهى خازنين و نگهبانان يا سوره است .
و از امام كاظم عليه السّلام ضمير « هى » تفسير به ولايت شده است .
إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ
يادآورى حقيقى همان ولايت است ، اگر چه سقر از وعدهى نگهبانها و سوره نيز تذكره و يادآورى باشد .
كَلَّا
ردع و منع كسى است كه ولايت را بزرگ نمىشمارد ، يا اعتنا به سقر و نگهبانان ندارد .
وَ الْقَمَرِ وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ
لفظ « إذ » با سكون ذال خوانده شده ، « أدبر » از ادبار به معناى پشت كردن است و اين قرائت قرائت صحيح است ، چون وجود شب كه عالم كون است مبنى بر پشت نمودن است ، پس شب دائما پشت مىكند ، به خلاف صبح ملكوت كه آن نسبت به اهل عالم ملك روى مىآورد .
و لفظ « إذا » با الف و « دبر » از ثلاثى مجرّد خوانده شده .
وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ
ولايت ، يا سقره ، يا خازنين جهنّم ، يا سوره ، يا نقمتها و بلاهاى بزرگ .
نَذِيراً لِلْبَشَرِ
لفظ « نذيرا » حال ، يا مفعول له ، يا مفعول مطلق براى فعل محذوف است .
لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ
بدل از قوه خدا : « للبشر » است
أَنْ يَتَقَدَّمَ
به ولايت سبقت جويد .
أَوْ يَتَأَخَّرَ
از سقر و آتش عقب بيفتد ، در خبر است : هر كس به ولايت ما سبقت جويد از سقر عقب بماند و هر كس از ولايت ما عقب بماند به سوى سقر جلو مىافتد .
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
جواب سؤال مقدّر است ، گويى گفته شده : چگونه ولايت يكى از آيات بزرگ است ؟