و لذا على عليه السّلام فرمود : من نماز هستم آيا ما از پيروان سابقين نبوديم ؟ و آنها كسى را كه در مسابقه به دنبال سابق و برنده مىآيد مصلّى و نمازگزار مىنامند ، يا مقصود اين است كه ما از پيروان وصىّ محمّد صلّى اللّه عليه و آله نبوديم و بر آنها صلاة و درود نفرستاديم و به همهى اين معانى در خبر اشاره شده ، يا مقصود اين است كه ما نماز قالبى را كه در شريعت مقرّر شده انجام نداديم و به اين معنا نيز در خبرى از على عليه السّلام اشاره شده است .
وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ
ما حقوق واجب يا مستحبّ را نداديم يا حقوق آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله را كه خمس باشد نداديم .
وَ كُنَّا نَخُوضُ
ما در آيات با ردّ و قدح و طعن و استهزا خوض مىكرديم و فرومىرفتيم .
مَعَ الْخائِضِينَ
با كسانى كه در آيات اين چنين فرومىروند .
وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ
يقين به مرگ و كنار رفتن پرده .
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ
شفاعت شفاعتكنندگان ديگر فايدهاى به حال آنها ندارد ، زيرا آنها فطرت را كه ولايت تكوينى است و سبب ولايت تكليفى است بريدند .
و از همين جاست كه گفته شده : « مردود شيخى را اگر تمام مشايخ عالم جمع شوند و خواهند اصلاح نمايند نتوانند » زيرا كه مردود مردود نمىشود مگر بعد از قطع فطرت و ولايت تكوينى و اين همان مرتدّ فطرى است كه توبهاش قبول نمىشود ، نه ظاهرا و نه باطنا .
و بيان ارتداد و مرتدّ ملّى و فطرى در سورهى آل عمران در