تنازع باشد .
وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
از كسانى كه دعوت ظاهرى را قبول كردند ، يعنى كسى كه در قلب او نفاق است .
وَ الْكافِرُونَ
كسانى كه اسلام را قبول نكردند .
ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا
با اين عدد يا با اين گفتار ، يا عدّهى آنان را فتنه و آزمايش قرار دادن ، يا اصحاب آتش را ملائكه قرار دادن خداوند چه مثلى مىخواهد بزند . ؟
مَثَلًا
لفظ « مثلا » تميز از لفظ « هذا » يا حال از آن است ، يعنى در حالى كه اين مثل زدن را غريب مىشمارد ، يا در حالى كه بر زبانها همانند جريان مثال جارى است و لفظ « لام » براى عاقبت است .
مانند قول خداى تعالى :
« لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً »
يا براى غايت است طبق آنچه كه ما بيان نموديم ، يعنى اصحاب آتش را جز ملائكه قرار نداديم تا در دنيا اهل آتش را به سوى آتش سوق دهند و اهل بهشت را به بهشت برسانند .
كَذلِكَ
اين چنين است گمراه كردن به سبب اظهار چيزى كه گنجايش درك آن را ندارد .
يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ
مقصود از لشگريان پروردگار ملائكه و جنّ و جميع موجودات است ، چون همهى اينها از لشگريان خدا هستند .
إِلَّا هُوَ
پس اندك بودن عدد اصحاب آتش به خاطر اندك بودن سربازان الهى نيست ، بلكه چون به بيشتر از آن احتياج نيست .
وَ ما هِيَ
آن ولايت على عليه السّلام كه معهود است ، بعضى گفتهاند :