بر خدا منّت نگذار ، يا در مورد آنچه كه خدا به تو داده از نبوّت يا قرآن يا دين بر مردم منّت نگذار كه از بندگان اجر زياد طلب كنى . و بعضى گفتهاند : مقصود نهى از رياست كه حرام مىباشد .
وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ
در راه پروردگارت بر تكليفهاى سخت و سنگينىهاى نبوّت صبر كن ، يا بر اذيّت قوم ، يا بر جنگ عرب و عجم يا بر طاعتها و مصيبتها صبر كن ، يا بر دورى از گناهان صبر كن .
فَإِذا نُقِرَ
لفظ « فا » سببيه است يعنى : زيرا هنگامى كه در صور دميده شد .
فِي النَّاقُورِ
هنگامى كه در صور دميده شود ، در دميدن اوّل يا دوّم ، يا در هنگام ظهور قائم ( عجّ ) .
فَذلِكَ
پس آن روز .
يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ
لفظ « على الكافرين » متعلّق به « عسير » يا به « يسير » و ان تقييد به كافرين دلالت مىكند بر آسان بودن آن روز بر مؤمنين .
از امام صادق عليه السّلام دربارهى اين آيه آمده است : از ما امام پيروز و مظفرى هست كه پنهان است و هر وقت خدا بخواهد او را ظاهر سازد در قلب او نكتهاى القاء مىكند كه ظاهر مىشود و به امر خدا قيام مىكند .
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً
لفظ « وحيد » به معناى متوحّد و تنها بودن است و آن حال از فاعل « خلقت » يا حال از « من » يا حال از ضمير محذوف است كه به « من » برمىگردد .
يا مقصود وليد بن مغيره است كه در ميان قومش « وحيد » ناميده مىشد و در نتيجه بدل از « من » مىشود ، يا به او از آن جهت وحيد مىگفتند كه داراى پدر