تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
به خدا سوگند از محمّد صلّى اللّه عليه و آله كلامى شنيدم كه نه از جنس كلام بشر است و نه از كلام جنّ ، سخن محمّد صلّى اللّه عليه و آله داراى شيرينى و حلاوت خاصّى است ، كلامى زيبا و دلنشين است ، ابتداى سخن شيرين و پربار و آخر آن بد است و مانند دانه‌هاى درشت باران است و آن سخن برتر است و هيچ سخنى برترى بر آن ندارد ، وليد اين سخنان را گفت و سپس به منزل خويش رفت ، قريش گفتند : به خدا سوگند وليد از دين خارج شد ، به خدا سوگند كه همه‌ى قريش از دين خارج خواهند شد . و به وليد ريحانه‌ى قريش مىگفتند ، ابو جهل گفت من شما را كفايت مىكنم و شرّ وليد بر طرف مىسازم ، رفت پهلوى وليد با قيافه‌اى اندوهناك و ناراحت نشست ، وليد گفت : اى پس برادرم چه شده است كه تو را اندوهناك مىبينم ؟ ابو جهل گفت : اين قريش تو را با اين سنّ زياد سرزنش مىكنند و گمان مىكنند تو كلام محمّد صلّى اللّه عليه و آله را زينت دادى ، وليد با ابو جهل بلند شد و به مجلس قومش آمد و گفت : شما گمان مىكنيد محمّد صلّى اللّه عليه و آله مجنون است ؟ آيا تا كنون ديده‌ايد كه او هرگز جنّ زده شود ؟ گفتند : خدا را شاهد مىگيريم كه چنين چيزى نديده‌ايم . وليد گفت : آيا گمان مىبريد كه او كاهن باشد ؟ آيا در اين مورد چيزى از او ديده‌ايد ؟ گفتند : خدا را شاهد مىگيريم كه چيزى نديده‌ايم . وليد گفت : آيا گمان مىكنيد كه او شاعر است ؟ آيا تاكنون ديده‌ايد كه او به شعرى سخن گفته باشد ؟ گفتند : نه به خدا سوگند . وليد گفت : آيا گمان مىكنيد او دروغگو است ؟ آيا تاكنون دروغ
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 356 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى