دارد كه افزونتر كنم .
حاشا ، كه او به آيات ما ستيزهجوست .
زودا كه مشقّتى سنگين بر او تحميل كنم .
چرا كه او انديشيد و سگاليد .
پس مرگ بر او باد چگونه سگاليد .
باز مرگ بر او باد چگونه سگاليد .
سپس باز نگريست .
آنگاه روى در هم كشيد و ترشرويى كرد .
سپس روى برتافت و گردن كشيد .
و گفت اين جز جادويى فرا گرفته [ از ديگران ] نيست .
اين جز گفتار آدمى نيست .
زودا كه به دوزخش درآوريم .
و تو چه دانى كه دوزخ چيست .
نه باقى مىگذارد ، نه رها مىكند .
گردانندهى رنگ پوستهاست [ با سوختن ] .
بر آن نوزده [ نگهبان ] است .
و ما آتشبانان [ دوزخ ] را جز از فرشتگان نگماشتهايم و شمارهى آنان را جز آزمونى براى كافران نگرداندهايم ، تا سر انجام اهل كتاب يقينى افزونتر يابند ، و اهل ايمان ، بر ايمان خود بيفزايند ، و اهل كتاب و مؤمنان [ / مسلمانان ] شك و شبهه نورزند ، و تا سر انجام بيماردلان و كافران بگويند خداوند از اين توصيف چه مىخواهد ؟ بدينسان خداوند هر كس را بخواهد بيراه مىگذارد و هر كس را بخواهد به راه مىآورد ، و سپاهيان پروردگارت را كسى جز خود او نمىشناسد ، و اين جز پندآموزى براى بشر نيست .
چنين نيست [ كه گويند ] ، سوگند به ماه .
و شب چون بگذرد .
[ و ] سوگند به صبح چون روشن شود .
آن ، يكى از سترگهاست .
هشداردهندهى بشر است .
براى هر كس از شما كه خواهد [ در راه حق و ايمان ] پيشتر آيد ، يا باز پس ماند .
هر كس در گرو كردار خويش است .
مگر اصحاب يمين .
كه در بوستانهايى [ هستند و ] همپرسى مىكنند .
از گناهكاران .
كه چه چيزى شما را به راه دوزخ كشاند ؟
گويند از نمازگزاران نبوديم .
و بينوا را هم اطعام نمىكرديم .
و با ژاژخايان ژاژخايى مىكرديم .
و روز جزا را دروغ مىانگاشتيم .
تا آنكه مرگ به سراغمان آمد .
حال ، شفاعت شفيعان سودشان ندهد .
ايشان را چه مىشود كه از اندرز روىگردانند .
گويى درازگوشانى رمانند .
كه از شير گريخته باشند .
بلكه هر يك از ايشان مىخواهد كه به او نامههايى سرگشاده دهند .
حاشا ، حق اين است كه از آخرت نمىترسند .
حاشا ، آن پندآموزى است .
پس هر كس خواهد از آن ياد كند [ و پند گيرد ] .
و ياد نكند [ و پند نگيرند ] مگر آنكه خدا خواهد ، اوست كه سزاوار پرهيز ورزيدن است و سزاوار آمرزگارى .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٥٠