رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً
من كسى را شريك پروردگارم قرار نمىدهم ، خواه از من راضى باشيد يا خشمناك .
قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً
من هيچ ضرر و نفعى را مالك نيستم تا عذابى را كه به آن عجله مىكنيد بياورم ، يا آيات و نشانههايى را كه پيشنهاد مىكنيد بياورم .
از امام كاظم عليه السّلام روايت شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مردم را به ولايت على عليه السّلام فرا خواند ، قريش نزد او جمع شدند و گفتند : اى محمّد ما را از اين كار عفو كن ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين امرى است مربوط به خدا و ربطى به من ندارد .
پس قريش او را متّهم نمودند و از نزد او بيرون رفتند و خداى تعالى اين آيه را نازل نمود :
« قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ
. . . تا آخر » .
قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً
جز او پناهگاهى نمىيابم و اين جمله كنايه از كفّار است كه اعتماد بر بتها يا بر رؤساى ضلالت و گمراهى نمودند .
إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ وَ رِسالاتِهِ
تبليغ وحى از جانب خدا ، يا رسيدن وحى از جانب خدا به من و ان جمله استثناء از « ملتحدا » يا از « احدا » و « ضرّا » يا « رشدا » مىباشد .
از امام كاظم عليه السّلام روايت شده كه فرمود « مگر بلاغ از جانب خدا و رسالات او دربارهى على عليه السّلام » گفته شد : آيا اين تنزيل است ؟ فرمود : بلى .
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
در ولايت على عليه السّلام چنانچه از امام كاظم عليه السّلام آمده است .
فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً حَتَّى إِذا رَأَوْا ما