نفوس نباتى كه به وجهى ايستاده و بدون نگاه عبادت مىكنند و به وجهى در حال سجده و انطباع هستند .
و نفوس حيوانى كه بالطّبع ركوعكننده مىباشند و نفوس انسانى كه به احسن التقويم ايستاده و متمكّن از ركوع و سجود و قيام است كه در ساير موجودات نيز بود .
و چون نماز قالبى مانع از كارهاى ضرورى از قبيل خوردن و آشاميدن و طلب حاجت و رفع احتياجات و خواب بود ادامهى آن ممكن نبود مگر به نحوى از تأويل و مجاز بدين گونه كه مقصود از ادامهى آن عدم فوت نماز از اوقات مقرّر باشد .
بنابراين چه مانعى دارد كه مقصود ادامهى نماز قلبى باشد كه از ولىّ امر اخذ گردد ، همين نماز است كه اگر انسان مواظب آن بوده و مستغرق در آن باشد اقامه و ادامهى آن مانع كارهاى ضرورى نمىشود ، بلكه انسان در حالت خواب مىتواند به آن نماز مشغول باشد بدون آنكه به عمل و فكر و تأمّل و رويّه محتاج باشد .
و لذا فرمود : « على صلاتهم » يعنى نماز مخصوص خودشان چه هر انسانى داراى نماز مخصوصى است كه ديگرى در آن مشاركت نمىكند ، به خلاف نماز قالبى كه براى همه تشريع شده و اختصاص به شخص خاصّى ندارد .
و در خبر آمده است : اگر بر خودش چيزى از نافلهها را واجب كند بر او ادامه پيدا مىكند .
در خبر ديگرى است : كسانى هستند كه آنچه را شب فوت شده باشد در روز قضا مىكنند و آنچه را روز فوت شده شب قضا مىكنند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٠٤