تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
و در نسبش نيز پناه به آنها برده بود و با تولّد يافتن از آنها جدا شد .
وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ
عوض دادن و فديه او را نجات دهد .
كَلَّا
به او گفته مىشود : نه ، هرگز چنين چيزى نمىشود ، تا او را از اين دوست داشتن فديه دادن و اميد نجات با فديه منع كند .
إِنَّها لَظى
لفظ « لظى » بر وزن « فتى » به معناى آتش يا شعله‌ى آتش است و لفظ « لظى » معرفه است همانطور كه اينجا چنين است و اسم جهنّم يا يك وادى از جهنّم است ، ضمير « انّها » ضمير قصّه و شأن ، يا به جهنّم برمىگردد و با ذكر آن از ذكر آن با شهود بىنياز گشت .
نَزَّاعَةً لِلشَّوى
لفظ « نزّاعة » با رفع خوانده شده تا خبر « لظى » يا خبر بعد از خبر براى « إنّ » باشد و با نصب خوانده شده تا حال باشد . و لفظ « شوى » به معناى كار سست و مال پست و دو دست و دو پا و اطراف ، كاسه‌ى سر ، هر آنچه از بدن كه كشنده نباشد و با از بين رفتن آن انسان از بين نرود و لفظ « نزّاعة » از « نزعه » به معناى آن را كند ، يا از « نزع إلى اهله نزوعا » به معناى پيدا كرد و مشتاق شد مىباشد .
تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ
هر كس كه پشت به آتش كند آتش او را فرا مىخواند ، يا هر كس از ولايت روى برگرداند آتش او را مىخواند .
وَ تَوَلَّى
از آتش يا از ولايت روى برگرداند ، يا آتش او را به سوى خود مىكشاند . و استعمال لفظ « تدعوا » در معناى به زور كشيدن براى استهزاى آنان است .
وَ جَمَعَ
مال جمع كند
فَأَوْعى
در ظرف گنج مانندى قرار دهد .
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً
تعليل جمع كردن و گنج اندوختن
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 302 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى