مىكردند بر اين كار توانا هستند .
فَلَمَّا
وقتى داخل بستان خود شدند و بستان را آنچنان سوخته ديدند گفتند ما راه را گم كردهايم .
رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ
ما راه باغ خويش را گم كردهايم ، چون اين باغ شبيه باغ ما نيست ، يا ما راه حقّ را در كار خويش گم كردهايم ، چون خواستيم فقراء را از ميوه منع كنيم و لذا به عقاب و عذاب گرفتار شديم .
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
يعنى بلكه اين باغ باغ ماست ، ولى ما چون فقرا را از ميوهى آن منع كرديم خود نيز از آن محروم شديم .
قالَ أَوْسَطُهُمْ
متوسط از جهت سنّ ، يا عادلترين ، يا برترين ، يا عاقلترين آنان گفت :
أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ
من نگفتم به شما كه چرا خدا را تسبيح و تنزيه نمىكنيد تا شكر نعمتهاى او و حقوق او را ادا كنيد يا نماز بگذاريد .
قالُوا
در حالى كه اعتراف بر ستمگرى بر نفس نموده و در مقام تنزيه مقام حقّ برآمدهاند گفتند :
سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ قالُوا
در حالى كه اعتراف به طغيان و سركشى خود مىكردند گفتند :
يا وَيْلَنا
اى قوم واى بر ما ، يا از غايت ترس و وحشت و تعجّب فرياد واى بر ما سر دادند .
إِنَّا كُنَّا طاغِينَ
اين جمله هنگام شدّت غضب و نااميدى گفته