به معناى تزيين كلام نيز هست و نميم و نميمة اسم آن است .
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ
يعنى قوا و مدارك و اهل مملكتش را از خيرهاى حقيقىشان منع مىكند ، آن خيرات عبارت از تسليم آنها نسبت به ولىّ امرشان و عقل مىباشد سپس آنها را از خيرهاى مجازيشان كه لازمهى خيرات حقيقى هستند منع مىكند ، سپس اهل مملكت بزرگ را از خيرهاى حقيقى و پس از آن از خيرهاى مجازى منع مىكند .
مُعْتَدٍ
از حدّ تجاوز كرده ، يا بر خودش به سبب طغيان بر امام ظلم كرده .
أَثِيمٍ
كسى كه زياد گناه مىكند .
عُتُلٍّ
لفظ « عتلّ » يعنى پرخور ، خسيس ، شكمپرست و تندخو .
بَعْدَ ذلِكَ
بعد از آن صفات زشت كه ذكر شد .
زَنِيمٍ
لفظ « زنيم » كسى است كه خود را به قومى ملحق سازد كه از آن قوم نباشد ، به معناى زنازاده و لئيم و پست كه در پستى و حرص و آز معروف باشد نيز آمده است .
از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله وقتى از او از « عتلّ زنيم » سؤال شد آمده است كه فرمود : او كسى است كه اخلاق تندى دارد و غالبا بدن او صحيح است و مريض نمىشود ، زياد مىخورد و زياد مىآشامد ، داراى طعام و شراب است و به مردم ظلم و ستم مىكند و شكم گشادى دارد .
از على عليه السّلام آمده است : « زنيم » كسى است كه اصل ندارد .
قمى گفته : منظور از « خير » امير المؤمنين عليه السّلام است و « معتد » يعنى بر او تجاوز و اعتداء شده و تجاوزكننده پس از تجاوز « عتلّ » است ، فرمود : « عتلّ » يعنى كفر بزرگ و « زنيم » يعنى زنازاده .
أَنْ كانَ ذا مالٍ وَ بَنِينَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ