إِذْ أَقْسَمُوا
مالكين و صاحبان باغ سوگند ياد كردند و توافق كردند كه صبح ميوهى باغ را بچينند .
لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ
هنگام صبح .
وَ لا يَسْتَثْنُونَ
« إن شاء اللّه » نگفتند و « ان شاء اللّه » استثناء ناميده شده ، چون مشتمل بر اخراج از مشيّت و خواست گوينده و تعليق بر مشيّت و خواست خداوند است
فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ
گرماى سختى آمد يا سرماى شديد .
مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ
هنگام صبح آن باغ مانند خاكستر شد .
كَالصَّرِيمِ
مانند باغى شد كه ميوههايش از بين رفته ، يا با سوختن مانند شب تاريك شد ، يا با سفيد شدن برگها و سبز نمودن مانند روز روشن شد ، چه لفظ « صريم » بر شب و روز هر دو اطلاق مىشود .
فَتَنادَوْا
همديگر را صدا مىكردند
مُصْبِحِينَ
هنگام صبح .
أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ فَانْطَلَقُوا
به سوى باغشان رفتند تا ميوه بچينند .
وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ
رفتن خود را مخفى مىكردند .
أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا
لفظ
« أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا »
مفعول « يتخافتون » است ، بدون واسطه يا به واسطهى « باء » حرف جرّ .
الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ
تصميم بر منع فقرا داشتند ، يا در تصميم و كارشان جدّى بودند ، يا تصميم داشتند هنگام چيدن ميوه بر فقرا غضب كنند .
قادِرِينَ
پيش خودشان چنين نقشه مىكشيدند و خيال