تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
بيان اساطير مكرّر گذشته است . بعضى گفته‌اند : اين آيات درباره‌ى وليد بن مغيره نازل شده است كه عشيره‌اش را از اسلام منع مىكرد ، دارايى زيادى داشت ، داراى ده فرزند بود و به آنها و بستگانش مىگفت : هر كس از شما اسلام آورد بخشش و يارى خود را از او منع مىكنم و او زنازاده بود و پدرش پس از هيجده سال از تولّدش ادّعاى او را نمود .
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ
بر دماغ او علامت و داغ مىگذاريم ، بعضى گفته‌اند ، در روز بدر بينى وليد مجروح شد و اثر آن ماند ، بعضى گفته‌اند : كنايه از ذليل كردن و نهايت ذلّت است . قمى گفته : «
أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ »
يعنى دروغهاى پيشينيان ، در مورد « سنسمه على الخرطوم » گفته است : آيه مربوط به رجعت است ، هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام رجعت مىكند و دشمنانش بر مىگردند با داغ كننده‌اى كه در دستش مىباشد آنها را داغ مىكند همان‌طور كه حيوانات و چهارپايان بر بينى و دو لب داغ مىشوند .
إِنَّا بَلَوْناهُمْ
ما اهل مكّه را با قحطى و گرسنگى آزمايش و مبتلا كرديم .
كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ
چنانچه صاحبان باغ و بستان را مبتلا ساختيم ، همان باغ معهود كه صاحبانش آماده مىشدند و مىخواستند بدون آنكه كسى بفهمد و بدون آنكه ان شاء اللّه بگويند ميوه‌ى باغ را بچينند ، ولى وقتى كه داخل باغ شدند ديدند هيچ ميوه‌اى نمانده و آن باغ در نه ميلى صنعاء يمن قرار داشت . و به آن رضوان مىگفتند .