ولايت على عليه السّلام است و هر كس كه راه ولايت را گم كند در حقيقت مجنون است .
وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
كسانى كه به ولايت راه يافتهاند .
فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ
تكذيبكنندگان خدا ، يا تو دربارهى على عليه السّلام يا تكذيبكنندگان على عليه السّلام .
وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ
مداهنه و ادهان ظاهر كردن خلاف آن چيزى است كه در ضمير و دل است و به معناى غشّ و حيله و نيرنگ است .
فَيُدْهِنُونَ
آنان غشّ ، يا نفاق تو را ، يا مدارا كردن تو را ، كه خلاف ما فى الضّمير خود را اظهار كنى دوست دارند ، تا بتوانند بعد از تو غشّ و حيله كنند ، يا دوست دارند تو غشّ كنى تا آنان به طور استمرار به غشّ و حيله ادامه دهند .
و قمىّ گفته : يعنى دوست دارند تو دربارهى على عليه السّلام غشّ كنى تا آنان نيز با تو غشّ نمايند .
وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ
اين جمله تأكيد جملهى اوّل ، تبديل تكذيبكنندگان به اوصاف ديگر است تا همهى آن اوصاف مورد ذمّ قرار گيرد ، زيرا كه هر دروغگويى سوگند بسيار ياد مىكند ، هر كس كه سوگند زياد ياد كند نزد خلق و نزد خدا خوار مىشود ، چه زيادى سوگند ناشى از اين است كه شخص گوينده خوارست و سخن او مورد قبول نيست و زيادى سوگند خود نيز موجب خوارى است .
هَمَّازٍ
عيبجو و طعنهزن .
مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ
لفظ « النّم » به معناى سخنچينى و فريب دادن ، بالا بردن سخن است تا آن را اشاعه دهد و افساد كند .