هستند كه كتابهاى آسمانى و احكام الهى و شرايع حقّ و فنون و صنايع زندگى و بدهىها و معاملهها و حسابهاى خلق را مىنويسند .
ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
لفظ « بنعمة ربّك » حال و لفظ « باء » براى مصاحبه است و عامل در آن معناى نفى است يا لفظ « باء » براى سببيّت و متعلّق به معناى نفى است .
وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً
جهت تبليغ و تحمّل مشقّتهاى آن تو داراى اجر هستى .
غَيْرَ مَمْنُونٍ
پاداش هميشهگى ، يا بدون منّت .
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
لفظ « خلق » با يك ضمّه و با دو ضمّه به معناى عادت و طبيعت و مروّت و دين است ، همهى اين معانى در اينجا مناسب است و ليكن مقصود عادت است .
زيرا منظور از آيه اين است كه تو اخلاق و عادتى دارى كه هر چيز ناگوار بر تو وارد شود تحمّل مىكنى ، درحالىكه آن مسائل غير تو را تغيير مىدهد ، تو را چه در ظاهر و چه در باطن تغيير نمىدهد .
و مانند اين عادت و اخلاق بزرگ محقّق نمىشود مگر از ناحيهى دين بزرگ كه آن ولايت على عليه السّلام ولايت مطلق است ، چه كسى كه از مقام بشريّت ترقى كند و بالا رود و به مقام ولايت مطلق برسد جميع اوصاف زشت او كه همان اخلاق حيوانى و رذايل نفسانى است به اوصاف ملكى مبدّل مىشود ، آن عبارت از خصلتها و صفتهاى نيكو است ، كه از جملهى آنها مروّت كامل است .
و سبب همهى اين معانى طبع كامل ، مزاج معتدل است ، كه در اخبار به دين و اسلام تفسير شده است .