نبوديم ، چون نماز حقيقى بدون ولايت محقّق نمىشود ، بلكه ولايت در حقيقت همان نماز است .
و لذا على عليه السّلام فرمود : من نماز هستم آيا ما از پيروان سابقين نبوديم ؟ و آنها كسى را كه در مسابقه به دنبال سابق و برنده مىآيد مصلّى و نمازگزار مىنامند ، يا مقصود اين است كه ما از پيروان وصىّ محمّد صلّى اللّه عليه و آله نبوديم و بر آنها صلوات و درود نفرستاديم و به همهى اين معانى در خبر اشاره شده است .
يا مقصود اين است كه ما نماز قالبى را كه در شريعت مقرّر شده انجام نداديم و به اين معنا نيز در خبرى از على عليه السّلام اشاره شده است .
يا مقصود اين است كه ما نماز قالبى را كه در شريعت مقرر شده انجام نداديم و به اين معنا نيز در خبرى از على عليه السّلام اشاره شده است .
سورهى القيامة
در تفسير آيهى
أَوْلى لَكَ فَأَوْلى
مرقوم فرمودهاند :
بعضى گفتهاند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست ابى جهل را گرفت و اين جمله را به او گفت ، ابو جهل گفت : به چه چيز مرا تهديد مىكنى ؟ نه تو ، نه پروردگارت نمىتوانيد به من كارى بكنيد ، من عزيزترين شخص در اين وادى هستم ، پس خداى تعالى همانطور كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفته بود آيه نازل نمود .
قمىّ گفته : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم مردم را به بيعت با على عليه السّلام فرا خواند ، پس آنگاه كه تبليغ نمود و به مردم آنچه را كه دربارهى على بايد بگويد و خبر دهد گفت مردم برگشتند معاويه بر مغيرة بن شعبه و ابو موسى اشعرى اتّكا داشت ، سپس با تكبّر به سوى اهلش مىرفت و مىگفت : ما به ولايت على عليه السّلام هرگز اقرار نمىكنيم و گفتهى محمّد صلّى اللّه عليه و آله را تصديق نمىكنيم ، پس خداى تعالى اين آيات را نازل فرمود :
فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . . .
تا آخر آيه » « 1 » .
هامش
( 1 ) صفحهى 377 و 378 همين جلد .