وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ
خبر دادن حفصه به عايشه را خداوند آشكار نمود .
[ عليه ] بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله .
[ عرّف ] آن همسر مأمور به كتمان بعضى از خبر را گفت و بعضى را كتمان كرد .
[ بعضه و أعرض عن بعض ] چنانچه گذشت .
فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ
حفصه گفت .
مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ
سپس خداى تعالى با زبان جبرئيل و محمّد صلّى اللّه عليه و آله حفصه و عايشه را مورد خطاب قرار داده و فرمود :
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ
از افشاء كردن آنچه كه مأمور به كتمان آن شديد ، يا از قصد شما به مسموم كردن پيامبر توبه كنيد .
فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما
لفظ « فاء » سببيّه و جزاء محذوف است .
يعنى از اينكه دلهاى شما از حقّ روىگردان شده و به مخالفت با محمّد صلّى اللّه عليه و آله روى آورده توبه كنيد و اين توبه براى شما بهتر است . يا لفظ « فاء » براى جزاء و قول خدا :
« فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما »
قائم مقام و جانشين جزاست .
و معناى آيه اين است كه اگر توبه كنيد توبه بر شما واجب است ، چون دلهاى شما از حقّ روى گردانيده است .
و جمع آمدن لفظ « قلوب » بدان جهت است كه در لغت عرب هرگاه تثنيهاى به تثنيهى ديگرى اضافه شود تثنيهى اوّل را به صورت جمع مىآوردند ، چون اجتماع دو تثنيه را خوشايند و مكروه مىدانند و نيز جمع آوردن لفظ