خداى تعالى پيامبرش را مورد عتاب و سرزنش قرار داده و سرزنش جز به خاطر گناهى كه از او صادر شده است نمىباشد و گناه در اينجا اين بوده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بدون امر خدا از جانب خودش ماريهى قبطيّه ، يا نوشيدن عسل را بر خودش حرام كرده بود .
پس ما مىگوييم : مانند اين سرزنش دلالت مىكند بر كمال عنايت خداى تعالى بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و مهربانى او نسبت به پيامبرش به نحوى كه خداى تعالى راضى نشده است كه پيامبر بر خودش بعضى لذّتهاى مباح را حرام نمايد ، مانند پدر مهربان كه فرزندش را از ترك بعضى از لذّتهاى نفسانى منع مىكند و اين معنا به خاطر مهربانى پدر و منع او از امساك و خوددارى از بعضى چيزهايى كه لذّت نفس در آن است صورت مىگيرد .
و اين مطلب دلالت بر صدور گناه يا خلافت امر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نمىكند .
نهايت اين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از بعضى از لذّتها خوددارى كرده تا بعضى از همسرانش را راضى سازد و طلب رضايت همسران از چيزهايى است كه مندوب و مستحب است .
آيا نمىبينى كه دروغ گفتن بر همسران جائز شده تا رضايت آنان جلب شود ؟
قمىّ و غيره او در سبب نزول آيهها گفتهاند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در خانهى عايشه يا در خانهى حفصه بود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پيش ماريه رفت ، حفصه اين مطلب را فهميد و خشمناك شد و پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه : در نوبت و روز من و در خانهى من و بر روى فراش
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٣٠