كافى است كه آنها را امر كنى به چيزى كه خودت را به آن امر مىكنى و نهى كنى آنها را از چيزى كه خودت را از آن نهى مىكنى و به اين مضمون روايات بسيارى از ائمّه عليهم السّلام وارد شده است .
عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
اين جمله حال يا مستأنف است و لفظ « قول » از جانب ملائكه يا از جانب خدا در تقدير است .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى كسانى كه با بيعت عامّ ايمان آوردهايد .
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ
بهوسيله بيعت خاصّ به سوى خدا توبه كنيد ، يا معناى آيه اين است : اى كسانى كه با بيعت خاصّ ايمان آوردهايد توبه كنيد و از مقام نفوس خويش به سوى خداى تعالى برگرديد كه مظهر او دلهاى شماست .
تَوْبَةً نَصُوحاً
توبهاى كه از لكّهء بازگشت خالص باشد ، يا توبهاى كه صاحبش را نصيحت كند ، بدينگونه كه برگذشته نادم و پشيمان باشد و عازم بر ترك گناه در آينده باشد ، يا مقصود توبهاى است كه پارگىهاى پديد آمده در دين را وصله كند و پارگىها را بدوزد ، فاسد را اصلاح نمايد .
و لفظ « نصوح » از « نصح » به معناى خياطت و دوختن است .
يا مقصود توبهاى است كه با دست ولىّ امر در بيعت خاصّ ولوى انجام گيرد ، چه آن توبه چيزى است كه صاحبش را از هر بدى و غلّ و غشّ رهايى مىبخشد و آن توبهاى است كه به وسيلهى آن صاحبش هر