پس در اين موقع جبرئيل عليه السّلام نازل شد و اين آيه را آورد
وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
« 1 » .
سورهى الحاقّة
در تفسير آيهى
وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
مرقوم فرمودهاند : از امام كاظم عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « انّه لقول رسول كريم » يعنى سخن جبرئيل از جانب خداست در ولايت على عليه السّلام فرمود : كفّار گفتند : محمّد صلّى اللّه عليه و آله دربارهى على عليه السّلام به خدا دروغ بسته ، خداوند او را به اين كار درباره على عليه السّلام امر نكرده است .
پس خداى تعالى براى رفع اين اتّهام قرآنى نازل كرد و فرمود : ولايت على عليه السّلام تنزيل از جانب پروردگار عالميان است .
« انّ ولاية على عليه السّلام تنزيل من ربّ العالمين و لو تقوّل علينا محمّد صلّى اللّه عليه و آله بعض الأقاويل . . . تا آخر آيه » .
سپس گفتار را با عطف ادامه داد و فرمود : ولايت على عليه السّلام تذكره و يادآورى متّقين است ، على حسرت بر كافرين است و ولايت او حقّ اليقين است ، پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى ، يعنى پروردگار بزرگت را شكر كن كه اين فضل را به تو عطا كرده است .
از امام صادق عليه السّلام آمده است : آنگاه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفت و ولايت او را اظهار نمود آن دو نفر با هم گفتند : به خدا سوگند اين سخن و اين كار از جانب خدا نيست و اين چيزى نيست مگر آنكه محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىخواهد به پسر عمويش شرافت دهد .
پس خداى تعالى نازل نمود :
« وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا . . .
الى آخر » .
و در خبر ديگرى آمده است : اين آيه دربارهى امير المؤمنين عليه السّلام و معاويه
هامش
( 1 ) صفحات 276 و 277 همين جلد .